محمد صالح الحسينى الترمذى ( كشفي )

389

مناقب مرتضوى ( فارسي )

پشت زين در تك خندق افتاد . مسلمانان به يك بار سنگسارش كردند و او فرياد برآورد كه : به ازين هم مىتوان كشت . امير المؤمنين در خندق رفته به يك ضربت شمشير او را از ميان دو نيم ساخت . عكرمه و هبيره و مرداس و ضرار از معركه فرار نموده ، خبر قتل عمر عبدود و نوفل به سپاه خود تقرير نمودند . ابو سفيان با رفقا رو به انهزام نهاده تا منزل عقيق هيچ جا توقف نكردند . گويند چون اسد اللّه الغالب عمرو را به قتل رسانيد ، بر زره و جامه و سلاح او ملتفت نشد . چون خواهر عمرو به سر وقت برادر رسيد و حالش بدان منوال ديد ، گفت : ما قتله الّا كفو كريم . نكشته است او را مگر همسر گرامى . چون دانست كه برادرش به ضرب ذوالفقار حيدر كرار كشته گشته است ، اين دو بيت در سلك نظم كشيد : لو كان قاتل عمرو غير قاتله * لكنت ابكى عليه آخر الابد لكن قاتله من لا يعاب به * من كان يدعى قديما بيضة البلد 4114224 خ 0 24 خ القصه ، چون امير المؤمنين خرمن زندگانى اهل ظلام را به شعلهء حسام خون‌آشام سوخته ، رخسار فايض انور چون شمع فلك افروخته به خدمت حضرت رسالت‌مآب بازگشته ، سر عمرو را در پاى عرش‌آساى آن حضرت انداخته ، بيت چند گفت كه اواخر آن ابيات اين است : عبد الحجارة من سفاهة رايه * و ما عبدت ربّ محمد بصواب لا تحسبّن اللّه خاذل دينه * و نبيّه يا معشر الاحباب 5114224 خ 0 25 خ و حضرت رسالت‌مآب ، جناب ولايت آيات را به نوازش بىكران و التفات بىپايان سرافراز و ممتاز ساخته ، فرمود ( حديث ) : المبارزة علىّ يوم الخندق ، افضل من اعمال امتى الى يوم القيمة . » يعنى ، حرب على با كافر روز خندق بهتر و فاضلتر است از اعمال امت من تا روز قيامت . مثنوى : ز تيغ على عمرو چون كشته گشت * فلك نامهء دولتش درنوشت رسول خدا گفتش از يكدلى * كه در روز خندق مصاف على به از هر عمل كاندرين روزگار * كنند اهل دين تا به روز شمار و در كشف الغمّه و حبيب السير و معارج النّبوّة مسطور است كه : « ابو بكر و عمر در مجلس همايون رسول بودند ، برخاسته به تقبيل سر مبارك امام الاشجعين قيام نمودند و عبد اللّه بن مسعود آيهء كريمهء : « وَ كَفَى اللَّهُ الْمُؤْمِنِينَ الْقِتالَ وَ كانَ اللَّهُ قَوِيًّا عَزِيزاً » 6114224 خ 0 26 خ كه در آن روز نازل شده بود ، قرائت نمود . » نظم : ز ضرب ذوالفقارش روز هيجا * هزاران سر به هر سو پايمال است